طاهره جوان  

هستم، 49 سال سن دارم. من تا كلاس پنجم تحصيل كرده ام و در حال حاضر مديريت مزون شقايق و آرايشگاه شقايق را به عهده دارم. دو دوختر دارم که یکی در رشته پزشکی تحصیل می کند و دیگری لیسانس طراحیِ دوخت گرفته و در محل كارم به من کمک می کند.
در سن 12 سالگي، 98% سوختگی پيدا كردم. 24 بار به خاطر سوختگیم عمل کردم. سوختگي ام به حدي بود كه گردنم به فاصله دو سینهام چسبید، چشم هايم از حالت درآمد و پاهايم به شكمم چسبيد. شدت جراحت آنقدر زیاد بود که اصلاً من را باندپیچی نمی کردند. صبح بود رفتم چای درست كنم. اول شير گاز را باز کردم بعد رفتم کتری را پرکنم. بعد کبریت کشیدم که باعث انفجار شد. چون در زیر زمین بودم تا متوجه بشوند من خیلی سوختم. من سه سال در بیمارستان بودم. 12 سالم بود که سوختم. به مدت یک سال شبانه روز جیغ می زدم. بعد به کمک خدا حالم کمکم خوب شد. همان جا در بیمارستان با آقایی مثل خودم که 75% سوختگی داشت ازدواج کردم. یعنی وقتی از بیمارستان بیرون آمدم 15 سالم بود. دو روز بعدش هم ازدواج کردم. بعد از اینکه از بیمارستان بیرون آمدم سعی کردم بین مردم و با مردم باشم. فکر کردم گوشه گیر نباشم. فکر کردم که خودم باید در اجتماع به نحوی به مردم نشان بدهم. همه از من می ترسیدند. ولی من از کسی نمی ترسیدم و به طرف آنها می رفتم. 
 
برای حمایت از ما امتیاز دهید